جمال الدين محمد الخوانساري

477

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

أسرار بسيار از علوم ومعارف بر ايشان گشوده مىشود ، وممكن است كه مراد اظهار اطلاع آن حضرت خود باشد بر اسرارى كه ديگران را راهى به آنها نباشد مگر ساير أوليا صلوات اللّه وسلامه عليهم أجمعين . 6677 قد أحاط علم اللّه سبحانه بالبواطن ، واحصى الظّواهر . بتحقيق كه فرو گرفته علم خداى سبحانه باطنها را وضبط كرده ظاهرها را ، يعنى ظاهر هر چيز را فرا گرفته وباطن آن را نيز فرو گرفته ، وهمه عيانست از براي آن . 6678 قد يكون اليأس ادراكا إذا كان الطّمع هلاكا . بتحقيق كه ميباشد نوميدى دريافتنى هر گاه بوده باشد طمع هلاكت ، يعنى هر گاه طمع از أهل دنيا هلاكت باشد ، يعنى هلاكت معنوي پس بتحقيق كه نوميد شدن از ايشان دريافتن مطلوب باشد كه آن سعادت ونيكبختى است ، پس عاقل بايد كه خود را نوميد كند از ايشان ، وممكن است كه معنى اين باشد كه گاه هست كه نوميدى دريافتن مطلوب است وآن وقتي است كه طمع هلاكت باشد مثل طمع از أهل دنيا ، يا اين كه بتحقيق كه ميباشد نوميدى دريافتن مطلوب هر گاه بوده باشد طمع يعنى آنچه را طمع آن باشد هلاكت وزيان وخسران ، يا اين كه گاه هست كه ميباشد نوميدى دريافتن مطلوب وآن در وقتي است كه بوده باشد طمع هلاكت بهمان معنى ، پس آدمي در هر جا كه نوميد شود پر از آن اندوهگين نشود گاه باشد كه خير أو در آن باشد وحصول آن مطلوب از براي أو هلاكت باشد . 6679 قد صرتم بعد الهجرة اعرابا ، وبعد الموالاة احزابا . بتحقيق كه گرديديد شما بعد از هجرت اعراب وبعد از دوست شدن احزاب ، مراد شكوهء أكثر أصحاب خودست كه أطاعت آن حضرت نمىكردند ومراد اينست كه بتحقيق كه گرديديد شما بعد از اين كه هجرت كرديد از كفر باسلام باز بمنزلهء أعراب باديه نشين كه در كفر باقي بودند وهجرت نكردند بدار اسلام ، وگرديديد